گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

پنجرهٔ تحمل: چرا گاهی هیچ تکنیکی جواب نمی‌دهد

تمرین‌ها را بلدید. تنفسِ عمیق، لنگرِ حسی، شمردنِ معکوس. و باز هم روزهایی هست که هیچ‌کدام کار نمی‌کنند — یا بدتر، انگار اوضاع را بدتر می‌کنند. دلیلش معمولاً این نیست که تمرین را غلط انجام می‌دهید. این است که تمرینِ اشتباه را برای وضعیتی که در آن هستید انتخاب کرده‌اید.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی

پنجره چیست

بدن یک دامنهٔ برانگیختگی دارد که در آن بهترین کارکرد را نشان می‌دهد: به‌اندازهٔ کافی بیدار برای اینکه متمرکز باشید، به‌اندازهٔ کافی آرام برای اینکه فکر کنید. به این دامنه پنجرهٔ تحمل می‌گویند.

داخلِ پنجره، هیجان‌ها را حس می‌کنید ولی زیرِ آن‌ها له نمی‌شوید. غمگین می‌شوید و می‌توانید کار کنید. عصبانی می‌شوید و می‌توانید انتخاب کنید که چه بگویید. هیجان هست، ولی رفتار را در دست نگرفته.

بیرونِ پنجره، دو حالت وجود دارد و این دو در ظاهر هیچ شباهتی به هم ندارند — و همین‌جاست که بیشترِ اشتباه‌ها اتفاق می‌افتد.

طرفِ بالا: بیش‌برانگیختگی

این همان چیزی است که همه به‌عنوان «حالِ بد» می‌شناسند: ضربان بالا، فکرهای تندِ پشتِ‌هم، بی‌قراری، خشم یا اضطرابی که کلِ بدن را گرفته، ناتوانی در نشستن.

در این حالت سیستم بیش از حد فعال است. کاری که لازم است، پایین‌آوردن است: کند کردنِ تنفس، آب سرد روی صورت، فعالیتِ بدنیِ شدید و کوتاه، لنگرِ حسی.

این طرفِ پنجره شناخته‌شده است و بیشترِ تکنیک‌هایی که در اینترنت پیدا می‌کنید برای همین نوشته شده‌اند.

طرفِ پایین: کم‌برانگیختگی — و چرا اشتباه فهمیده می‌شود

این حالت کمتر شناخته شده و بیشتر اشتباه گرفته می‌شود: بی‌حسی، خالی‌بودن، سنگینی، حسِ فاصله از خود و از اطراف، ناتوانی در تمرکز، خوابِ زیاد، و آن حالتِ «هیچی حس نمی‌کنم».

از بیرون — و اغلب از دیدِ خودِ فرد — این شبیهِ تنبلی، بی‌انگیزگی یا افسردگی به‌نظر می‌رسد. و همین باعث می‌شود واکنشِ اطرافیان (و خودِ فرد) سرزنش باشد: «بلند شو یک کاری بکن.»

ولی در این حالت سیستم بیش از حد فعال نیست؛ خاموش شده است. این هم خروج از پنجره است، فقط از طرفِ دیگر. و معمولاً بعد از یک دورهٔ طولانیِ بیش‌برانگیختگی می‌آید — بدن وقتی نمی‌تواند آن سطحِ آماده‌باش را ادامه دهد، کلید را می‌زند.

چرا ابزارِ اشتباه بدتر می‌کند

اینجا نکتهٔ عملیِ اصلی است.

تکنیکِ آرام‌سازی روی آدمِ خاموش‌شده: اگر کسی در کم‌برانگیختگی است و شما بگویید «نفسِ عمیق بکش و آرام باش»، دارید سیستمی را که از قبل زیرِ خط است، پایین‌تر می‌برید. نتیجه‌اش بی‌حسیِ عمیق‌تر است. و بدتر: فرد نتیجه می‌گیرد «حتی تنفس هم روی من جواب نمی‌دهد» و ابزارها را کنار می‌گذارد.

تکنیکِ فعال‌سازی روی آدمِ سرریزشده: اگر کسی در بیش‌برانگیختگی است و شما بگویید «بلند شو، برویم بیرون، یک کاری بکن»، به سیستمی که از قبل بالای خط است سوخت می‌رسانید.

آنچه در کم‌برانگیختگی لازم است بالا آوردن است، نه پایین بردن: حرکت، سرما، صدا، تماسِ حسیِ قوی، ایستادن به‌جای نشستن، حرف‌زدن با کسی. کوچک شروع کنید — بلند شدن و یک لیوان آب خوردن، نه یک ساعت پیاده‌روی.

پنجره ثابت نیست

پهنای پنجره هر روز یکی نیست، و ندانستنِ این باعثِ سرزنشِ بی‌جای خود می‌شود.

چهار چیز آن را به‌طورِ قابلِ پیش‌بینی تنگ می‌کنند: کم‌خوابی، گرسنگی، بیماری، و فشارِ انباشتهٔ چند روزِ پیاپی. با هر کدام، فاصلهٔ شما تا لبهٔ پنجره کمتر می‌شود — بی‌آنکه مهارتتان کم شده باشد.

و نتیجهٔ عملی‌اش خلافِ شهود است: در روزِ تنگ باید مطالبه را کم کنید، نه تلاش را زیاد. گفت‌وگوی سخت را عقب بیندازید، کارِ حساس را جابه‌جا کنید. این عقب‌نشینی نیست؛ مدیریتِ ظرفیت است، مثلِ کسی که با باکِ کم مسیرِ کوتاه‌تری انتخاب می‌کند.

خبرِ خوب این است که پنجره با تمرین پهن‌تر هم می‌شود. هدفِ کارِ روی تنظیمِ هیجان، نداشتنِ هیجانِ شدید نیست؛ بزرگ‌کردنِ همان دامنه‌ای است که در آن هنوز خودتان هستید.

چطور بفهمید کجای پنجره‌اید

سه پرسشِ سریع، پیش از انتخابِ هر تکنیکی:

۱. بدنم تند است یا کند؟ ضربان، تنفس، و بی‌قراری را بسنجید. تند یعنی بالا، سنگین و کرخت یعنی پایین. ۲. ذهنم شلوغ است یا خالی؟ هجومِ فکر یعنی بالا؛ «هیچی نمی‌آید به ذهنم» یعنی پایین. ۳. اگر الان کسی چیزی بپرسد، می‌توانم جواب بدهم؟ جوابِ تند و تیز یعنی بالا؛ ناتوانی در پیدا کردنِ کلمه یعنی پایین.

این سه‌تا در چند ثانیه انجام می‌شوند و همان چند ثانیه تعیین می‌کند تکنیکِ بعدی کمک کند یا بدتر کند.

اگر بی‌حسی و فاصله از خود بیشترِ روزها ادامه دارد، یا اگر لحظاتی هست که یادتان نمی‌آید چه گذشت، این فراتر از تنظیمِ هیجانِ روزمره است و ارزیابیِ حرفه‌ای لازم دارد. در وضعیتِ بحرانی با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید.

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

← همهٔ مقاله‌ها

ورود به اپِ گُدار ←